ویاناویانا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره

کودکانه

بدون عنوان

واکسن 2 ماهگی : وقتی بردیمت واسه واکسن انقدر نگرانت بودم که وقتی بابایی باهام حرف میزدحواسم جای دیگه بود . دم در نشسته بودیم تا نوبتمون برسه همش صدای بچه بود از تو اتاق بهداشت می اومد که وقته واکسن گریه میکردن از بابایت میپرسیدم ویانا هم انقدر گریه میکنه اونم میگفت نه هنوز نمیفهمه درد چیه پس شاید یکم گریه کنه. بعد از وزن و قد نوبت به واکسن رسید اولش دو تا قطره فلج اطفال بهت دادند بعدش امپول ،تو خونه همش میگفتم من نمیگیرمش تا واکسنش رو بزنن ولی اونجا مجبور شدم پاهاتو بگیرم ولی با چشم بسته . خدا رو شکر گریه نکردی بعد رفتیم تو ماشین خوابت برد تو راه رفتیم داروخانه برات قطره استامینوفن خریدیم دم در داروخانه دو تا از هم شهریهامون که همسایه خونه...
2 ارديبهشت 1393

اولین روز

سلام امروز دخترم 3 ماه و 7 روز هستش تازه یاد گرفته قهقهه بزنه اونم چه قهقهه ای دل برا . اون رو وقتی رو شکم میخوابونم سرشو بالا میگیره به اطراف نگاه میکنه ولی هنوز سرش انقدر استحکام نداره بعد چند ثانیه خسته میشه و جیغش در میاد راستی یادم رفت بگم جدیدا یاد گرفته دستشو کلا تو دهنش میزاره اگر چه کار بهداشتی نیست ولی هر کاری میکنم ترک نمیکنه حالا ببینم بعدا چطور میشه. فردا قراره بریم بوکان مامان و خاله مینا مشتاقانه منتظرن تا ویانا جون را ببینند اخه یک ماهه ندیدنش حالا که یکم بزرگتر شده بازی کردن باهاشم بهتره .اینم عکس امروزشه
2 ارديبهشت 1393

شروع

سلام دوستان و خوانندگان وبسایت دختر نازم من از امشب میخوام خاطرات دخترم را شروع کنم.       ...
25 فروردين 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودکانه می باشد